فناوري‏هاي نرم پيشران دنياي فردا

فناوري نرم مقوله‏ي تازه‏اي نيست. انسان از نخستين روزهاي حيات خود به شيوه‏اي ناخودآگاه از فناوري‏هاي نرم در قالب روش‏ها و شيوه‏هاي سازگاري و يا استيلا بر طبيعت و پايداري خود استفاده كرده است؛ با اين وجود، دستاوردهاي سترگ و چشم‏گير علم و فناوري در حوزه علوم طبيعي و فناوري‏هاي سخت، پيوسته فناوري‏هاي نرم را در سايه‏ و حاشيه قرار داده بود. اين شيوه از نگرش موجب شده بود كه فناوري‏ نرم به مثابه گونه‏اي قابل توجه از فناوري‏ به شيوه‏اي هدفمند و عقلاني مورد مطالعه و بررسي قرار نگيرد. عدم درك درست از سرشت فناوري كه ماهيتي نرم دارد، ما را از شناخت دقيق نوآوري فناورانه يا به ديگر عبارت، فرايند نوآوري بر پايه‏‏ي فناوري بازداشته است. اين شرايط موجب آن شده است كه انسان‏ها و جوامع، ارتباط ميان نوآوري فناورانه و نوآوري سازماني را به خوبي درك و فهم نكنند.
هدف اين نوشتار توصيف فناوري‏ نرم، جنبه‏هاي گوناگون و ويژگي‏ آن است و از همين رهگذر به دنبال آن است كه قدرت نرم را در ادبيات مدرن دفاعي مورد بررسي و مطالعه قرار داده و بر اهميت نوآوري و رقابت فناوري ـ محور به منظور حذف يا كاهش فاصله‏ي حايل ميان كشورهاي در حال توسعه و پيشرفته تاكيد ورزد.
جهش‏هاي شتابان و رشد فزاينده‏ي فناوري اطلاعات، شبكه‏ي جهاني وب، علوم شناختي و تاكيد فراوان انسان معاصر بر اقتصاد، صنعت ديجيتالي و گام نهادن در مسير ايجاد جامعه‏ي دانش بنيان موجب شده است كه فناوري‏هاي نرم در حل دشواري‏ها و ارايه‏ي طريق، جايگاه در خور توجهي بيابد. در حقيقت كاربست و استفاده از مزاياي بي‏شمار فناوري نرم، بدون بازخواني و توجه به نقش انكارناپذير اين فناوري‏ها ناشدني به نظر مي‏آيد. با وجود آن كه توصيف‏هاي فراواني از فناوري نرم وجود دارد، اما در مجموع مي‏توان گفت مجموعه‏اي از رويه‏ها، مقررات، نهادها و سامانه‏ي دانشي كه انسان و نيازهاي روحي ـ رواني، اجتماعي و فرهنگي او را مورد توجه و مطالعه قرار داده و موجبات كارايي و اثربخشي مطلوب فناوري‏هاي سخت را فراهم مي‏سازد، فناوري نرم خوانده مي‏شود.
اين رويكرد نرم در حوزه‏ي دانش و فناوري، افزون بر ايجاد تحول در تمامي جنبه‏هاي حيات انسان معاصر دكترين، راهبرد و حتا صنايع دفاعي را در شعاع تاثير خويش قرار داده و تمامي نگرش‏هاي محصولي و سامانه‏اي را دگرگون ساخته است؛ درست به همين دليل، بي‏توجهي به عرصه‏ي تازه گشوده‏ي فناوري نرم مي‏تواند غفلت‏زدگي راهبردي و واپس‏گرايي صنعتي و فناورانه‏ي بخش دفاع را به همراه داشته باشد. از ديگر سو، با توجه به اتكاي فناوري نرم بر ابعاد و جنبه‏هاي انساني، شناسايي و كاربست آن در دفاع و جنگ را مقوله‏اي ضروري و گريزناپذير ساخته است.
در عصر نبردهاي ديجيتالي و جنگ‏هاي شبكه محور، توجه به برنامه‏ريزي، فرماندهي، هدايت و كنترل عمليات دفاعي با استفاده از فناوري‏هاي ارتباطات و اطلاعات به واقعيتي انكارناپذير مبدل شده است. كارشناسان بخش دفاع و نظريه‏پردازان جنگ‏هاي آينده، سربازان، تجهيزات و سامانه‏هاي ديگر در نبردهاي آينده را به بيت و بايت‏هاي ميدان نبرد ديجيتالي تشبيه مي‏كنند. از منظري ديگر، قدرت‏هاي سلطه‏گر براي فراهم‏سازي زمينه‏هاي تهاجم و تجاوز از رويه‏ها، مهارت‏ها و فناوري‏هاي نرمي سود مي‏جويندكه در همگرايي با فناوري‏هاي سخت بستر لازم براي چنين تهاجم‏هايي را فراهم مي‏سازد. اين بسترسازي با كاربست فناوري‏هاي نرمي مانند فناوري تبليغات، عمليات رواني، فناوري‏هاي فرهنگي، فناور‏ي‏هاي ارتباطي به انجام مي‏رسد.
پيدايش تغييرات بنيادي در عرصه‏ي سلاح‏ها و سامانه‏هاي دفاعي نيز در سايه‏ي توجه به فناوري نرم در حال انجام است. پيدايش اين تغييرات شگرف در مفاهيم نظامي و دفاعي زاييده‏ي بخش سخت فناوري نيست، بلكه عامل اين تحول اساسي رويه‏ها، مقررات، پروتكل‏ها و سامانه‏هاي دانشي است كه آن را فناوري نرم مي‏خوانيم. بدون ترديد در آينده آن چه كه موجب تقويت اين پارادايم دفاعي نوپديد مي‏شود، فناوري نرمي است كه بخش دفاع با عنوان ”قدرت نرم“ در عرصه‏هاي استراتژيكي، تاكتيكي و عملياتي به آن متكي خواهد بود. ناگفته پيدا است كه بخش دفاع در كشور ما هم از اين پارادايم نوپديد تاثير پذيرفته و مي‏بايست خود را با اين تحول فناورانه سازگار كند. از همين رو شناخت سرشت و روند گسترش فناوري‏هاي نرم و ميدان تاثير و تاثر آن امري حياتي و انكارناپذير است.
مفهوم و مباني فناوري
انسان از نخستين روزهاي آغاز حيات خود بر كره‏ي خاك سرگرم توليد و گسترش فناوري‏هاي ضروري براي هم‏زيستي و غلبه بر طبيعت بوده است؛ اما از دوران يونان باستان انسان به شيو‏ه‏اي عقلايي چيستي فناوري و سرشت آن را موضوع بررسي‏هاي خود قرار داد. از آن هنگام تاكنون درك ما از فناوري با تغييرات فراواني همراه شده است. اما تمامي رويكردهاي به فناوري، حاوي يك نكته‏ي اساسي است كه در نظريه‏ي بيكن تجلي مي يابد: فناوري تسلط بر طبيعت را امكان‏پذير مي‏سازد. در واپسين سال‏هاي قرن هجدهم ميلادي دنيس ديدرو، دانشمند فرانسوي اظهار داشت: فناوري نظامي متشكل از ابزارها و مقررات گوناگوني است كه براي يك هدف مشترك ابداع شده‏اند.

در سال 1990 موسسه‏ي پژوهشي نومورا [1]  در ژاپن سند مهمي را با عنوان راهبرد فناوري در سال 2000 منتشر ساخت. اين سند با توجه ويژه‏اي به جريان فناورانه‏ي علوم انساني اظهار مي‏دارد: ”تغيير در تعاريف و حوزه‏ي فناوري از گسترش شتابنده‏ي فناوري‏ها در دهه‏ي 90 ناشي شده است. اگر فناوري سخت مبتني و متمركز بر علوم طبيعي مانند فيزيك و شيمي بود، در آن صورت گرايش قرن بيست و يكم نيز بايد به سوي فناوري نرم و بر مبناي انساني شكل بگيرد. فناوري سخت با هدف تبديل مواد طبيعي به صنايع شكل گرفت و از اين رو بهتر است آن را فناوري كنترل ماده بدانيم. فناوري پيشرفته‏ي آينده‏ بر مبناي گونه‏اي از روان‏شناسي خواهد بود كه فناوري كنترل و فرماندهي ذهن انسان و سازماندهي فناوري مديريت است.“
با مروري گذرا بر نظريه‏پردازي‏ها و ديدگاه‏هاي مختلف پيرامون فناوري در دوره‏هاي مختلف مطالعات نظري علم و فناوري مي‏توانيم برخي مولفه‏هاي مشترك و وجوه همگون را استخراج كنيم:
1.       مفهوم فناوري پيوسته دستخوش تحول و تكامل بوده است؛
2.    در طول تاريخ طولاني مطالعات مفهوم فناوري، اغلب صاحبان انديشه و نظريه‏پردازان اين حوزه، جنبه‏ها و ابعاد نرم فناوري (از قبيل سامانه‏ي قانون‏گزاري، فعاليت‏هاي كاربردي،  فرايندها، فنون، رويه‏ها ....) را به عنوان بخشي جدايي‏ناپذير از تعريف فناوري (در كنار بخش‏هاي سخت آن مانند ابزارها، تجهيزات و ماشين‏ها) مورد توجه و تامل قرار داده‏اند.
يافتن ردپاي فناوري نرم در دوره‏هايي از تاريخ علم و فناوري كه هنوز اين بخش داراي سرشت وماهيت مستقلي نبوده است، اين نكته را به ما يادآور مي‏شود كه فناوري نرم پديده‏اي خلق‏الساعه و نوظهور نيست. در واپسين‏ سال‏هاي دهه‏ي 70 ميلادي، وزارت دفاع ايالات متحده در نتيجه‏ي يك بررسي همه جانبه دريافت كه علت ناكامي بيش از 70 درصد پروژه‏هاي بخش دفاعي به دليل مديريت ناكارآمد و فقدان دانش فني لازم بوده است. به عبارت روشن‏تر شكست اين پروژه‏ها به دليل كم‏توجهي به فناوري نرم بوده است.

الگوي تازه‏اي از فناوري
انديشمندان حوزه ي علم و فناوري دريافته‏اند كه برخي از فناوري‏هاي پيشرفته كه نقش پيشران توسعه‏ي اقتصادي و اجتماعي را برعهده گرفته‏اند، با فناوري‏هاي متعارف و سنتي تفاوتي آشكار دارند. براي مثال، نرم‏افزارهاي رايانه‏اي در حال تبديل شدن به گونه‏اي از فناوري راهبردي براي توسعه‏ي اقتصادي و امنيت ملي هستند. ارزش كل خروجي فناوري اطلاعات در جهان در سال 2000 ميلادي حدود 588 ميليارد دلار بود كه از اين ميزان 61 درصد به نرم‏افزار و 39 درصد به سخت‏افزار اختصاص داشت.
به هر روي، فناوري‏هاي جديد عامل رشد شتابان صنعت نرم‏افزار نيست. طراحي،كاربرد و اجراي موفقيت‏آميز نرم‏افزار نيازمند يكپارچه‏سازي فناوري و فرهنگ‏ها، زبان‏ها، هنرها، روش‏هاي انديشه، شيوه‏هاي اجرا و فرايندها است. اين مقوله‏ها به نرم‏افزار ويژگي‏هاي انساني و بومي مي‏بخشد. برهمين قياس، فناوري نرم ديگر يك فناوري با مفهوم رايج و سنتي آن (يعني فناوري سخت) نيست. افزون بر اين، هر اندازه موفقيت صنعت نرم افزار بيشتر باشد، به همان ميزان شاهد دخالت عوامل غيرفني خواهيم بود و در همين حال از منظر منطقي شباهت بيشتري با عوامل و ارزش‏هاي انساني خواهد داشت.
فناوري نرم چيست؟
همان‏گونه كه از تعاريف رايج و متداول درك مي‏شود، فناوري يك سامانه‏ي دانشي كاربردي است كه به طور عمده از دانش علوم مادي يا عبارت روشن‏تر، علوم طبيعي سرچشمه مي‏گيرد. آن دسته از فناوري‏هايي كه در اين توصيف جاي مي‏گيرند، فناوري سخت مي‏ناميم. اين فناوري‏ها (سخت) مجموعه‏اي از مهارت‏ها، ابزارها و مقرراتي است كه از سوي بشر به كار گرفته مي‏شود تا عالم طبيعت را براي پايداري و توسعه‏ي انسان تغيير داده، انسان را با طبيعت سازگار ساخته و جهان پيراموني را اداره كند.
سامانه‏هاي دانشي كاربردي و برآمده از علوم اجتماعي و علوم غيرمادي نيز كه با هدف رفع دشواري‏هاي عملي به كار گرفته مي‏شوند، به مقوله‏ي فناوري تعلق دارند. اين دسته از فناوري‏ها را نيز ”فناوري نرم“ مي‏خوانيم. فناوري نرم از طريق كاربرد آگاهانه‏ي قواعد عمومي يا تجارب اقتصادي، فعاليت‏هاي اجتماعي و انساني جلوه‏گر شود. از همين رو، فناوري نرم قواعد، سازوكارها، ابزارها، قوانين، روش‏ها و رويه‏هايي شكل مي‏هد كه در گسترش، سازگاري يا كنترل دنياي ذهني و عيني مشاركت دارند.
برهمين قياس و در نگاهي كلي، فناوري آميزه‏اي از لايه‏هاي سخت و نرم است. با رشد و گسترش فناوري‏ها و توسعه‏ي اقتصادي، مرز ميان فناوري‏هاي سخت و نرم آشكارتر مي‏شود. با اين وجود، در توصيفي كلي مي‏توانيم بگوييم اغلب فناوري سخت از طريق شكل‏هاي مختلف مواد و فناوري نرم از طريق روان‏شناسي و رفتار نمود و تجلي مي‏يابند. درحقيقت سخت به پديده‏هاي مادي و قابل لمس و نرم به پديده‏هاي غير قابل لمس و ذهني اشاره دارد.

فناوري نرم بايد واجد دو ويژگي عمومي باشد:
1.       فناوري نرم بايد شامل يك سامانه‏ي دانشي كاربردي از ابزارها، رويه‏ها و مقررات براي حل مسايل باشد؛
2.       فناوري نرم بايد موجب خدمات رساني در راستاي تغيير اجتماعي و گسترش اقتصادي باشد.
به اختصار مي‏توان گفت فناوري نرم، فناوري انديشمندانه‏ي خلاقيت و نوآوري است كه در انديشه، ايدئولوژي، احساس، ارزش‏ها، ديدگاه‏هاي جهاني، رفتارهاي فردي و سازماني و تمامي جنبه‏هاي غيرمادي جامعه‏ي بشري تمركز يافته است.

مشخصه‏هاي فناوري نرم:
فناوري نرم در مقايسه با فناوري سخت داراي برخي مشخصه‏هاي انحصاري به شرح ذيل است:
1.    فناوري نرم رابطه‏ي عميق‏تر و نزديك‏تري با انسان و فرهنگ دارد و رفتار، كنش، واكنش و برهمكنش‏هاي انسان را به مثابه موضوع عملياتي خود مورد توجه قرار مي‏دهد.
2.    عوامل انساني و محيط اجتماعي عوامل اساسي شكل‏گيري، ارايه، قالب‏ريزي و نوآوري فناوري نرم هستند. برهمين اساس، فناوري نرم از افكار، ديدگاه‏ها و فرديت بشر قوام گرفته و مسير فناوري‏ هاي سخت را كنترل مي‏كند.
3.       فناوري نرم در عوالم روحي و معنوي ريشه دارد و سامانه‏ي كنشي هماهنگ دروني و سامانه‏ي رفتاري را مورد توجه قرار مي‏دهد.  
4.    فناوري نرم خنثي نيست و رويكردي دو گرايشي دارد. گرايش‏هاي دوگانه‏ي فناوري نرم ازعملكرد‏هاي دوگانه‏ محور آن سرچشمه مي‏گيرد كه در آن نيروهاي بهره‏ور و روابط توليدي را به طور هم‏زمان آشكار مي‏سازد.
5.    فناوري نرم در برابر چارچوب‏هاي رايج و استانداردسازي مقاومت مي‏كند. ساختار فناوري نرم و تشكيل آن اجزايي مانند عوامل روان‏شناختي، اجتماعي و فرهنگي موانع جدي در مسير استانداردسازي آن هستند. به عبارت روشن‏تر، فناوري نرم داراي جنبه‏هاي آشكار و ضمني است.
6.    فناوري نرم داراي مرزهاي مبهم و نامشخص و از آن جا كه با عوامل انساني ارتباط تنگاتنگ دارد، مرزهاي ميان علم و فناوري با پيچيدگي و ابهام فراوان روبرو است.
7.    برخي از فناوري‏هاي نرم به محصولات و خدمات تبديل نمي‏شوند، بلكه مانند برخي از فناوري‏هاي سخت اساس و پايه‏ي صنايع را شكل بخشيده و براي تامين خدمات و محصولات ديگر به كار گرفته مي‏شوند.
8.       نوآوري در فناوري‏هاي نرم با تغيير در شيوه‏ي نگرش، زندگي، ارزش‏ها، سطح تقاضا و الگوهاي فكري تازه ايجاد مي‏شود.
9.    فناوري‏هاي نرم ناچار هستند در عمل با يكديگر تركيب شده و يا يكپارچه شوند، زيرا اجرا و موفقيت‏ فناوري نرم نيازمند رويكردي جامع و تماميت نگر به كاربرد آن است.
10.  رابطه‏ي ميان فناوري نرم و قوانين بسيار تنگاتنگ است. اين فناوري در سرشت خود با قوانين و مقررات عجين شده است. فناوري نرم پايه و درونمايه‏ي نوآوري در قوانين، مقررات، سامانه‏ها، نظام‏ها و سياست‏هاي مربوطه را شكل مي‏دهد.

كلان روندها در فناوري نرم
ظهور و بروز شكل جديدي از فناوري و توجه جهاني به چهره‏ي نرم فناوري به عنوان پيشران جديد در عرصه‏ي حيات فناورانه موجب شده است كه اين بخش شتاب بيشتري در حوزه‏ي نظريه و عمل به سير تكاملي خود ادامه دهد. در اين مسير روندهاي عمده‏اي جهت‏گيري فناوري‏هاي نرم را مشخص مي‏سازند.
ـ فناوري‏هاي نرم در حال تبديل به فناوري سخت هستند. گسترش شتابان فناوري ها مانند فناوري نرم‏افزار، شبكه‏ي جهاني وب، فناوري زيستي، فناوري اطلاعات، فناوري ژنتيك، هوش مصنوعي و صنايع پايين دستي اين قبيل فناوري‏ها با كيفيت نرم شدن توصيف مي‏شوند. اين فناوري‏ها همگي داراي ويژگي‏هاي نرم هستند. با بلوغ اين فناوري‏ها و توليد محصولات، چهره‏ي نرم آن‏ها در معرض نوآوري دايمي قرار مي‏گيرد. اين نوآوري پيوسته، محصولات را قادر مي‏سازد تا خود را با بازارهاي متغير و نوشونده سازگار ساخته و منشا اصلي ارزش افزوده شوند.
ـ فناوري نرم به توليد صنايع جديد منجر مي‏شوند. مهم‏ترين صنايع فناوري‏هاي نرم آن بخش از صنايعي هستند كه در فناوري مديريت تبحر دارند. فعاليت‏ شركت‏هاي مالي و شركت‏هاي ارزيابي فناوري نمونه‏هايي از اين قبيل صنايع هستند. اين شرايط موجب آن مي‏شود كه اقتصاد صنعتي به سوي اقتصاد خدمات فكري حركت كند.
ـ پيدايش شتابان حوزه‏هاي جدي فناوري نرم. همگام با فرايند جهاني شدن اقتصاد و اطلاعاتي‏سازي اقتصاد از نخستين سال‏هاي دهه‏ي 80 ميلادي فناوري‏هاي نرم تازه‏اي ظهور كرده‏اند. براي مثال، در حوزه‏ي فناوري كسب و كار، فناوري‏هاي تازه‏اي نظير فناوري تجارت، فناوري آنكوباتور، فناوري مجازي و فناوري مالي ظهور كرده است. اين فناوري‏ها كه با حركت خود صنايع خدمات فكري را اعتلا مي‏بخشند، فناوري‏هاي نرم سنتي را به پيش رانده و با گسترش مراحل تازه در تحول فناوري‏هاي ديگر يكپارچه مي‏شوند.
درك و فهم جنبه‏هاي گوناگون يك مقوله‏ي علمي ـ كاربردي و كوشش براي گسترش مرزهاي آن نيازمند توجه دقيق به تحقيق و توسعه‏ي آن مقوله است. فناوري نرم نيز مانند ساير مسايل علمي ـ كاربردي نيازمند نظامي براي تحقيق و توسعه است. در اين حوزه تلاش بر آن است تا زمينه‏هاي گوناگون تحقيق و توسعه در حوزه‏ي فناوري نرم شناسايي شده و سرفصل‏هاي تحقيقي موردنياز براي حصول شناخت و به كارگيري عملي اين فناوري مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد. تحقيق و توسعه در علوم و فناوري‏هاي نرم در اغلب موارد نيازمند دانش علمي و روش‏هاي ويژه در علوم طبيعي و هم چنين علوم فرهنگي و اجتماعي است. افزون بر اين، از آن جا كه حوزه‏هاي ياد شده در رديف علوم و فناوري‏هاي نوين دسته بندي مي‏شوند، تحقيق و توسعه در آن‏ها بايد از راه تاكيد بر ديدگاه‏هاي ذيل گسترش يابند:
1.    براي طرح نظريه‏پردازي‏هاي بنيادي و روش شناسي تحقيق و توسعه، علوم و فناوري‏هاي نرم به عناصر و عوامل رواني و فكري بسياري مانند انديشه، رفتار و قضاوت ارزشي انسان‏ها در فرايند تحقيق و توسعه مي‏پردازد. اينك به نظام علمي و فناورانه‏ي تازه‏اي براساس امتزاج دانش علوم طبيعي و فرهنگي و اجتماعي نيازمنديم. از همين رو، تاكيد بر پژوهش در حوزه‏هاي شالوده‏اي و طراحي و اجراي نظريه‏هاي بنيادي و روش‏شناسي‏ تحقيق و توسعه مانند ساخت الگوهاي نظري، كاربست مفاهيم رياضي، تحليل انديشه و رفتار انساني و آشكارسازي ويژگي‏هاي اداركي ضروري به نظر مي‏رسد.
2.    گسترش نظام‏يافته‏ي تحقيق و توسعه. علوم و فناوري‏هاي نرم با سرعت و شتاب فراوان بايد رشد و نمو كند تا از اين رهگذر بتواند پاسخگوي نيازهاي منبع از جامعه‏ي رو به رشد و پيچيده‏ي كنوني و آتي باشد و نياز به جهش‏هاي فناورانه‏ را پاسخ‏ گويد.
3.    داد و ستد پژوهشي بين حوزه‏هاي علوم طبيعي و فرهنگي ـ اجتماعي. تحقيق و توسعه‏ در علوم و فناوري نرم نيازمند كسب دانش علمي در حوزه‏هاي گسترده‏اي است كه قلمرو علوم طبيعي، اجتماعي و فرهنگي را در بر مي‏گيرد. به همين دليل، مبادلات پژوهشي در اين حوزه‏ها مي‏بايستي شتابناك‏تر دنبال شود. اين بر همكنش شرايط لازم براي تعامل حوزه‏هاي مرتبط را فراهم مي‏سازد.
4.    برقراري رابطه بين علم و فناوري و جامعه. هدف و غايي نهايي علم و فناوري انسان و جامعه است؛ به همين دليل برقراري رابطه‏ي دوسويه و تنگاتنگ بين علم و فناوري از يك سو و جامعه‏ از سويي ديگر به قابليت و كارآمدي تحقيق و توسعه مي‏افزايد.

قدت نرم چيست؟
با توجه به گستره‏ي وسيع كاربرد فناوري‏هاي نرم و محوريت انسان و جنبه‏هاي گوناگون وجود او در اين كاربردهاي اثربخش و تعيين كننده، عرصه‏ي دفاع نيز به شدت در حوزه‏ي اثر اين فناوري‏ها قرار مي‏گيرد. نگاهي به چگونگي پيدايش و اجراي اقدام‏هاي نظامي اخير در عرصه‏ي جهاني، به ويژه نبرد امريكا در عراق، اين واقعيت را آشكارمي‏سازد كه فناوري‏هاي سختي كه در اين نبردها به كار گرفته شده‏اند، با تكيه بر آماده‏سازي‏هاي روحي ـ رواني و بسترسازي فناوري‏ ‏هاي نرم اثربخشي خود را به اثبات رسانده‏اند.

فناوري‏هاي نرم به عنوان زيرساخت و بستر كاربست فناوري‏هاي سخت و سامانه و هم‏چنين به عنوان رويه‏ها، فنون مديريتي و سامانه‏هاي اثرگذار بر انديشه و روان انسان‏ها و جوامع به شكل بالقوه و حتا بالفعل، در مقوله‏ي دفاع جايگاه ارزشمندي دارند.
در عرصه‏ي فرماندهي و كنترل عمليات، فناوري‏هاي نرمي مانند C4I  به كمك فرماندهان نظامي شتافته‏اند. بدون ترديد، اين دسته از فناوري‏ها اثربخشي و اهميت فراواني در مقام مقايسه با فناوري‏هاي سخت دارند. درحوزه‏ي انتقال فناوري‏هاي دفاعي نيز، سامانه‏هاي مديريتي و دانشي در قالب فناور‏هاي نرم نقش برجسته‏‏تري را برعهده دارند، به گونه‏اي كه بدون كاربست آن‏ها انتقال فناوري يك محصول به شيوه‏اي مناسب صورت نمي‏گيرد. در عرصه‏ي هوشمندسازي ابزارها، ادوات، تجهيزات، سامانه‏هاي دفاعي، نرم افزارهاي رايانه‏اي به مينياتوري سازي و هوشمندسازي سخت‏افزارهاي تسليحاتي پرداخته‏اند. شبيه‏سازي واقعيت‏هاي بيروني (واقعيت مجازي) براي هدف‏هاي آموزشي و كاهش خطر‏پذيري، استفاده از هوش مصنوعي در پردازش سريع اطلاعات و تصميم‏گيري‏هاي شتابان، جنگ‏هاي اطلاعاتي به كمك نرم‏افزارهاي آفندي و ويروس‏سازي و يا نرم‏افزارهاي پدافندي ضد ويروس و ديواره‏ي آتش از جمله كاربردهاي فناوري نرم در حوزه‏ي دفاع هستند.
پيدايش اين شرايط تازه در عرصه‏ي ميدان نبرد حكايت از واقعيتي آشكار و ملموس دارد:
فضا و صحنه‏ي جنگ و دفاع آينده، سامانه‏ها و ابزارهاي نبرد از شكل‏گيري انقلابي تازه حكايت مي‏كنند. فناروي اطلاعات و ديگر فناوري‏هاي نرم، زمان و هزينه‏ي توليدات دفاعي را به شكل چشم‏گيري كاهش داده و كيفيت انعطاف‏پذيري آن‏ها را افزايش خواهند داد. در چنين فضايي، فرماندهي و كنترل ميدان نبرد به شدت وابسته به مديريت اطلاعات و دانش‏ها و فناروي‏هاي پيراموني آن است. ترسيم دورنمايي اين چنين متفاوت از عرصه‏ي دفاع و ميدان‏هاي آينده‏ي نبرد در مفهوم تازه‏اي موسوم به ”قدرت نرم“ تجلي مي‏يابد. درحقيقت مراد از قدرت نرم استفاده‏ي بهينه از فناوري‏هاي نرم در عرصه‏ي قدرت و نبرد است به گونه‏اي كه در سايه‏ي اثربخشي اين فناوري‏هاي نرم توازن قوا را به سود خود و عليه دشمنان بر هم زده و به كيفيتي دست يابيم كه موازنه‏ي قوا بر مبناي ”قدرت نرم“ به شيوه‏اي دلخواه فراهم آيد.

توليد و كاربرد فناوري‏هاي نرم مي‏بايستي در تمامي سطوح راهبردي، تاكتيكي و عملياتي به كار گرفته شود. اين ديدگاه براساس يك باور و درك پيش دستانه شكل گرفته است كه معتقد است:
جنگ‏هاي آينده سرشتي نرم‏افزار محور دارند و اقسام فناوري‏هاي نرم در اين نقشي اساسي و بي‏بديل برعهده‏ خواهند داشت.
بدون هيچ ترديدي بايد اذعان كرد كه فناوري‏هاي سخت با وجود جهش‏هاي شتابان و اوج‏گيري بدون كاربست نرم فناوري‏ها بيهوده و ناركارآمد هستند. اين گفته در خصوص قدرت سخت و قدرت نرم نيز مصداق دارد. نگاهي شتاب زده به رشد شگفت‏انگيز فناوري‏ها و قدرت سخت به ما مي‏آموزد كه گسترش همه جانبه‏ي بخش سخت قدرت و فناوري مديون و مرهون فناوري و قدرت نرم است.


 

 
توسط محسن گرامی | 4 اسفند 1390 7:10 بعدازظهر