مباني پيش‏بيني فناورانه

نویسنده: دکتر سعید خزایی


   از پيش‏بيني روندهاي آينده‏ي فناوري گريزي نيست. پس بهتر است اين كار را به نحو شايسته‏اي انجام دهيم. پيش‏بيني فناوري چه ضرورتي دارد؟ اين پرسش طبيعي به نظر مي‏رسد، اما ممكن است به اشتباه، اين مفهوم را به ذهن متبادر سازد كه پيش‏بيني فناوري، اقدامي اختياري است كه مي‏توان از آن چشم پوشيد. هر شخص، سازمان، يا ملتي كه از دگرگوني‏هاي فناورانه‏ تاثير مي‏پذير، هنگام تصميم‏گيري پيرامون تخصيص منابع، ناگزير از پيش‏بيني فناوري خواهد بود. 
با وجود اين، پيش‏بيني خردمندانه و تحليلي، جايگزين‏هايي هم دارد كه اشاره‏اي كوتاه به آن‏ها سودمند خواهد بود. 
ـ "هيچ خبري نيست." برخي مي‏پندارند مي‏توانيم با چشم بسته وارد آينده شويم، بي‏توجه به اين كه آينده چگونه خواهد بود و بي‏توجه به پيامد تصميم‏هاي امروز. سازماني كه اين رويكرد را داشته باشد، نمي‏تواند به حيات خود ادامه دهد؛ حتا اگر محيط پيرامون سازمان بدون تغيير باقي بماند، بيشتر تصميم‏ها نادرست از آب در مي‏آيد، زيرا ثبات محيط پيرامون سازمان در آن‏ها لحاظ نشده است. اگر محيط پيرامون سازمان به سرعت تغيير كند، فاجعه شتابان‏تر بروز خواهد كرد، زيرا تصميمي كه در كوتاه مدت درست است، مي‏تواند در بلند مدت نادرست از آب در آيد. 
با اين وجود، عبارت "هيچ خبري نيست" در اغلب موارد به معناي نبود دگرگوني يا ناچيز بودن آن است. بر اين اساس، هنگامي كه يك تصميم‏گيرنده ادعا مي‏كند پيش‏بيني‏هاي فناورانه را باور ندارد يا آن‏ها را به كار نمي‏بندد، فرض او بر بدون تغيير ماندن فناوري استوار بوده است. به اين ترتيب، "هيچ خبري نيست" جايگزين پيش‏بيني نمي‏شود، بلكه گونه‏اي خاص و البته نادرست از پيش‏بيني است. 
ـ "هر چه پيش آيد خوش آيد": اين نگرش، بيانگر رويكردي كاملاً تصادفي به آينده، و بيهوده بودن تلاش براي پيش‏دستي بر آن است. نمي‏توان تصميم گيرنده‏اي را تصور كرد كه زندگي شخصي خود را بر اين مدار استوار كرده باشد. حتا تصميم گيرندگاني كه ادعا مي‏كنند چنين رويكردي دارند، باز هم از تدابير احتياط‏آميز غافل نمي‏شوند. بنابراين، اگر ادعا مي‏كنند كه در تصميم‏گيري‏هاي حرفه‏اي، اين رويكرد را دارند، قصدشان پنهان كردن گريز از پيش‏بيني آينده است. 
آشكار است كه اگر تصميم‏گيرنده‏اي بر اين مبنا عمل كند، خود را به دردسر خواهد انداخت، سازمان‏هايي كه تصميم گيرندگان آن‏ها چنين نگرشي دارند، توان رقابت با سازمان‏هاي ديگر را كه تلاش مي‏كنند با روش‏هاي مختلفي بر آينده پيش‏دستي كنند، نخواهند داشت. بنابراين، سازماني كه رويكرد خود را بر شعار "هر چيزي محتمل است" بنا مي‏كند، عمر كوتاهي خواهد داشت. 
ـ "نگاه به گذشته‏ي پرافتخار": بسياري از سازمان‏ها در گذشته‏ي خود موفقيت‏هايي داشته و مي‏توانند در آينده به آن‏ها افتخار كنند. اگر سازماني توانسته باشد براي مدتي طولاني ماندگار باشد، اين بدان معنا است كه همه چيز خوب پيش رفته است. متاسفانه، با تغيير محيط و شرايط، بسيار نامحتمل است كه روش‏ها و تصميم‏هايي كه در گذشته به موفقيت انجاميده‏اند، همچنان موفقيت‏آميز باقي بمانند. اتكا به گذشته‏ي پرافتخار با اين فرض كه به طور قطع به آينده‏اي پرافتخار نيز رهنمون خواهد شد، به استقبال فاجعه رفتن است. سازماني كه به جاي تلاش براي ساختن آينده، به مرور موفقيت‏هاي گذشته دل مشغول است، ناگزير سر از موزه در خواهد آورد. 
ـ "پيش‏بيني چشم بسته": كسي كه با چشمان بسته پيش‏بيني مي‏كند، چنين مي‏پندارد كه فناوري مسير ثابت و يكساني دارد كه همواره رو به جلو در سيلان است. اين رويكرد در عباراتي مانند "بلندتر، سريع‏تر و دورتر" يا "بزرگ‏تر و بهتر" نمايان مي‏شود. منطق حاكم بر اين عبارت آن است كه آينده نيز شبيه گذشته است، اما با ابعاد كمي و كيفي گسترده‏تر اين ديدگاه، تغيير در شرايط را مي‏پذيرد، اما از درك اين موضوع ناتوان است كه حركت فناوري‏ هميشه رو به جلو نيست. واقعيت آن است كه مي‏توان رويكردهاي فناورانه‏ را، با تاكيد بر رويكردهاي فناورانه‏ي ديگر متوقف ساخت يا تغيير داد؛ سازماني كه پيش‏بيني چشم بسته را برگزيده باشد، دير يا زود با دگرگوني‏هاي فناورانه‏اي رو به رو خواهد شد كه او را از ادامه‏ي حركت در راهي كه برگزيده است، باز خواهند داشت. 
ـ "چو فردا شود فكر فردا كنيم": كسي كه رويكرد "بحران اقدام" را برگزيده باشد، منتظر مي‏ماند تا مشكل به بحران تبديل شود و سپس براي كاهش آثار آن دست به كار مي‏شود. اين رويكرد در دراز مدت مانع پيشرفت سازمان مي‏شود، زيرا به جاي آن كه سازمان را در مسير مستقيم به سوي هدف پيش ببرد، در بهترين حالت باعث خواهد شد كه توش و توان سازمان در حركت به چپ و راست براي فرار از خطر صرف شود. رويكرد "بحران ـ اقدام" بر اين فرض استوار است كه پس از بروز بحران، آن مقدار زمان در اختيار خواهد بود كه براي حل بحران چاره‏اي انديشيده شود. اگر اين فرض درست از آب درنيايد، سازمان نابود خواهد شد. 
علاوه بر اين، رويكرد بحران ـ اقدام اين واقعيت را در نظر نمي‏گيرد كه اگر پيش‏بيني به درستي و با رعايت اصول آن صورت گيرد، ممكن است به طور كامل از بروز بحران پيشگيري كند. رويكرد بحران ـ اقدام نادر نيست، اما جايگزين مناسبي هم براي پيش‏بيني اصولي نخواهد بود. 
ـ "پيش‏يبني نابغه": اين رويكرد را نمي‏توان به واقع، پيش‏بيني به حساب آورد، زيرا به آماده سازي پيش‏بيني مي‏پردازد. پيش‏بيني نابغه، جايگزين روش‏هاي خردمندانه‏ي دستيابي به پيش‏بيني محسوب مي‏شود. در اين روش، از شخصي كه به نظر مي‏رسد توان فوق‏العاده‏اي در پيش‏بيني آينده دارد، خواسته مي‏شود كه به گونه‏اي شهودي، آينده را پيش‏بيني كند. هر چند بسياري از پيش‏بيني‏هايي كه در گذشته با اين روش صورت گرفته، درست از آب در آمده است. اما اين روش معايبي هم دارد. به باور الف لنز، تحليل‏گر فناوري، پيش‏بيني نابغه آموختني نيست، يادگيري آن گران تمام مي‏شود، و ديگران نمي‏توانند آن را بازنگري كنند. 
روشن است كه براي يافتن نابغه اي كه توان فوق‏العاده‏اي در پيش‏بيني آينده داشته باشد، ضمانتي وجود ندارد. فرض كنيم چنين شخصيتي هم يافت شود، در اين صورت هيچ راهي وجود ندارد كه فرد ديگري، حتا اگر نابغه باشد، پيش‏بيني او را ارزيابي كند. گاهي ممكن است پيش‏بيني شهودي نابغه ها يا نخبگان تنها راه ممكن باشد، اما بايد توجه داشت كه اگر روش‏هاي خردمندانه‏ي پيش‏بيني در اختيار باشند، بر روش‏هاي شهودي برتري دارند. 
هدف اين نوشتار از طرح موضوع جايگزين‏هاي پيش‏بيني، آن است كه نشان دهد پيش‏بيني به طور اساسي جايگزين ندارد، زيرا هر تصميمي به ناچار بر پيش‏بيني استوار است. تصميم گيرنده‏ نمي‏تواند پيش‏بيني را كنار بگذارد؛ تنها كاري كه از او برمي‏آيد، آن است كه ميان روش‏هاي خردمندانه‏ي پيش‏بيني و روش‏هاي شهودي كه از اعماق ضمير ناخودآگاه يك نابغه نشات مي‏گيرند، يكي را انتخاب كند. 
محاسن استفاده از روش‏هاي خردمندانه آن است كه آموختني و يادگرفتني هستند، مي‏توان آن‏ها را توصيف كرد و توضيح داد، و روشي به دست مي‏دهند كه هركس آموزش ديده باشد، مي‏توان آن‏ها را به كار گيرد. روش‏هاي خردمندانه به اندازه‏اي علمي هستند كه گاهي، صرف‏نظر از اين كه چه كسي آن‏ها را به كار گيرد، به نتيجه‏ي يكساني مي‏انجامند. 
اگر پيش‏بيني با استفاده از روش‏هاي روشن صورت گرفته باشد، ديگران مي‏توانند منطقي بودن آن را بررسي كنند. علاوه بر آن، پيش‏بيني را مي‏توان پس از مدتي بازنگري كرد تا معلوم شود كه آيا هنوز پذيرفتني است يا خير. اگر شرايط آن قدر دگرگون شده باشد كه پيش‏بيني، ديگر قابل قبول نباشد، برنامه‏هايي كه بر اساس آن تدوين شده‏اند، نياز به تغيير خواهند داشت تا همچنان مفيد باقي بمانند. اگر پيش‏بيني، خردمندانه و روشن نباشد، نمي‏توان آن را بازنگري كرد تا اطمينان حاصل شود كه پذيرفتني است يا خير. به اين ترتيب، طرح‏هايي كه براساس آن تدوين شده‏اند، با وجود آن كه شايستگي خود را از دست داده‏اند بدون تغيير باقي مي‏مانند. 



درست از آب در مي‏آيد؟
 
شايد به نظر برسد كه پيش‏بيني خوب آن است كه درست از آب درآيد. بر اين اساس، اگر واقعيت نيابد، كاملاً بيهوده يا حتا فاجعه‏بار خواهد بود. 
به عنوان نمونه، كسي را در نظر بگيريد كه با استناد به پيش‏بيني شرايط جوي، خود را براي آب و هواي توفاني آماده كرده، اما برخلاف پيش‏بيني، هوا آفتابي مي‏شود و آمادگي او براي آب و هواي توفاني بدون استفاده مي‏ماند؛ همان شخص را در نظر بگيريد كه خود را براي آب و هواي آفتابي آماده كرده، اما با توفان روبرو مي‏شود. طبيعي است كه اين شخص معتقد باشد كه پيش‏بيني، اگر درست از آب درنيايد، مفيد نخواهد بود. بسياي از مردم درباره‏ي پيش‏بيني‏هاي فناورانه نيز اين گونه مي‏انديشند. اما اين طرز تفكر به دو دليل نادرست است: نخست آن كه، دقت پيش‏بيني به درستي معلوم نيست. دوم آن كه، پيش‏بيني‏هاي Self-attering بي ارزش هستند. 
پيش‏بيني Self-attering ، آن است كه نتيجه را تغيير دهد. هنگامي كه تصميم گيرنده، آينده‏ي نامطلوبي را پيش بيني مي‏كند، تلاش مي‏كند كه از بروز آن جلوگيري كند. حال پرسش اين است كه آيا اين گونه پيش‏بيني بد است؟ پاسخ منفي است، زيرا به نتيجه‏اي بهتر انجاميده است. به تصوير كشيدن آينده‏ي مطلوب اگر با تلاش براي رسيدن به آن همراه باشد، مفيد مي‏باشد در اين مورد نيز، مفيد بودن پيش‏بيني است كه آن را مفيد مي‏سازد، نه نتيجه‏اي كه از آن به دست مي‏آيد. 



مراحل نوآوري

مفهوم مهمي كه پيش‏بيني كنندگان فناورانه، آن را بسيار به كار مي‏گيرند، "مراحل نوآروي" است. هيچ دستگاهي به طور مستقيم از ذهن خلاق مخترع به كاربرد گسترده نمي‏رسد؛ مراحل تدريجي را پشت‏سر مي‏گذارد كه در هر مرحله، سطح كاربرد پذيري[1] آن افزايش مي‏يابد. 
1. يافته‏هاي علمي ـ در اين مرحله، نوآوري به صورت درك علمي از پديده‏ها يا ويژگي‏هاي ماده، رفتار نيروها، و مانند آن نمود مي‏يابد. اين درك علمي به طور مستقيم به كار حل مشكلات علمي نمي‏آيد، اما دانشي توليد مي‏كند كه مي‏توان راه حل مشكلات را از آن بيرون كشيد. 
2. امكان سنجي آزمايشگاهي ـ در اين مرحله، راه حل مشخصي براي مشكل پيشنهاد مي‏شود و مدل آزمايشگاهي ارايه مي‏گردد. روشن است كه دستگاه، قوانين طبيعي و فيزيكي را نقض نمي‏كند. دستگاه در شرايط آزمايشگاهي كار مي‏كند، اما در بيرون از آزمايشگاه يا بدون نظارت مهندس ماهر به كار نمي‏آيد. 

3. نمونه‏ي اوليه‏ي[2] عملياتي ـ در اين مرحله، دستگاهي ساخته مي‏شود كه بتواند در شرايط عملياتي به طور رضايت بخش كار كند. در اين مرحله، انتظار مي‏رود دستگاه محكم و اطمينان بخش باشد و كاربر معمولي بتواند آن را به آساني به كار گيرد و نگهداري كند. 
4. معرفي به بازار يا كاربرد عملياتي ـ در اين مرحله فرض مي‏شود كه دستگاه، نه تنها استانداردهاي طراحي و فني را دارا است كه امكان سنجي اقتصادي را پشت سر گذاشته است. نوآوري را در اين مرحله با عبارت "نخستين مدل توليد" توصيف مي‏كنند. 
5. به كارگيري[3] گسترده ـ تا اين مرحله، معلوم شده كه دستگاه به لحاظ فني و / يا اقتصادي ـ دست كم از برخي جنبه‏ها ـ بر دستگاه‏هايي كه در گذشته براي انجام همان كار به كار مي‏رفته‏، برتري دارد و به همين دليل، به طور وسيع جايگزين آن‏ها مي‏شود. اين مرحله هنگامي آغاز مي‏شود كه بخشي از همه‏ي اقلامي كه كار يكساني انجام مي‏دهند، يا براي منظور يكساني به كار گرفته مي‏شون، به فروش رفته باشد. 
6. گسترش به زمينه‏هاي ديگر ـ در اين مرحله، نوآوري نه تنها براساس زمينه‏ي طراحي شده‏ي آن، گسترش وسيع مي‏يابد، بلكه در زمينه‏هاي ديگري كه دستگاه‏هاي پيشين كاربرد نداشته‏اند، به كار گرفته مي‏شود. به عنوان نمونه مي‏توان براي رسيدن به اين مرحله از ترانزيستور نام برد. ترانزيستور نه تنها در بيشتر تجهيزات الكترونيكي معمولي جايگزين لامپ‏هاي خلاء شد، بلكه در موارد ديگري كه لامپ‏هاي خلاء هيچ كاربردي نداشتند، به كار گرفته شد. از اين موارد مي‏توان به سامانه‏ي جرقه‏زني خودرو[4]، نوردهي خودكار[5] و خودكار كنترل نوردهي در دوربين‏ها اشاره كرد.
7. آثار اجتماعي و اقتصادي ـ نوآوري تا اين مرحله، رفتار افراد اجتماع را تا حدي تغيير داده است. سوال اين است كه آيا اين موضوع توانسته بخش مهمي از اقتصاد را به نوعي با خود درگير كند؟ براي مثال، تلويزيون را در نظر بگيريد كه تاثير مهمي بر زندگي امريكايي‏ها دارد. 
همه‏ي نوآوري‏ها اين مراحل را پشت‏سر نمي‏گذارند، اما پيش‏بيني كنندگان فناورانه، از مفهوم مراحل نوآوري، براي پيش‏بيني سرنوشت فناوري در مراحل نخستين توسعه‏ي آن، استفاده مي‏كنند. 



روش‏هاي پيش‏بيني 

چهار روش پايه براي پيش‏بيني وجود دارد كه در پيش‏بيني‏هاي فناورانه از تركيب آن‏ها استفاده مي‏شود. اين چهار روش عبارتند از: روش برون‏يابي[6]، روش شاخص‏هاي پيشرو[7]، روش‏ مدل‏هاي انگيزش[8] و روش احتمالي[9]. 
1. برون يابي ـ در اين روش، پيش‏بيني كننده از الگويي كه در گذشته به دست آمده، استفاده مي‏كند. پيش‏بيني كننده كار را با سري‏هاي زماني داده‏هاي گذشته درباره‏ي هستاري[10] كه هدف، پيش‏بيني آينده‏ي آن است، آغاز مي‏كند. به عنوان نمونه، پيش‏بيني كننده‏اي كه به دنبال پيش‏بيني آينده‏ي سرعت هواپيما است، با استفاده از اطلاعات مربوط به سرعت هواپيما در طول دوران تكامل آن، الگويي را براي افزايش سرعت هواپيما در طول زمان استخراج مي‏كند. الگوهايي كه با اين روش به دست مي‏آيند، ممكن است روند (داده‏هاي فناورانه و اقتصادي) يا حلقه (داده‏هاي آب و هوا) باشند. الگوي به دست آمده، براي پيش‏بيني آينده به كار گرفته مي‏شود. 

2. شاخص‏هاي راهنما ـ كاهش فشار هوا مربوط به دوره‏هاي زماني خاص، براي پيش‏بيني‏ فشار هوا و ميزان بارندگي در آينده استفاده مي‏كنند. مثال بالا، نمونه‏اي از پيش‏بيني با استفاده از شاخص‏هاي راهنما است و مي‏توان آن را اين گونه توصيف كرد: "استفاده از داده‏هاي مربوط به زماني خاص براي دستيابي به داده‏هاي مربوط به زماني ديگر". پيش‏فرض اساسي اين روش آن است كه رفتار مجموعه‏اي از داده‏ها كه قصد پيش‏بيني آن‏ها را داريم، با رفتار داده‏هاي مربوط به زمان‏هاي ديگر (شاخص‏هاي راهنما) يكسان است، جز آن كه تاخير زماني مشخص دارند. رفتار امروز فشار سنج هوا، معيار فتار فرداي ابرهاي باران‏زا است. 
3. مدل‏هاي انگيزشي ـ در هر دو روش برون‏يابي و شاخص‏هاي راهنما، تنها به يافتن هم‏بستگي[11] ميان گذشته و آينده نياز است و به دانستن دليل آن نياز نيست. پيش‏بيني كننده‏اي كه از روش‏ شاخص‏هاي راهنما استفاده مي كند. به دانستن دليل رفتار ويژه‏ي راهنما و پيرو[12] نياز ندارد. به عكس، در مدل‏هاي انگيزشي از اطلاعات مربوط به علت و معلول استفاده مي‏شود. به عنوان نمونه، پيش‏بيني خورشيد گرفتگي، بر روابط علي منبعث از قوانين بنيادي فيزيك استوار است. 
4. روش‏هاي احتمالي[13] ـ در اين روش ها برخلاف روش‏هاي پيشين، يك توزيع احتمالي در محدوده‏ي مقدارهاي ممكن وجود دارد. 

به عنوان مثال، اگر از اين روش براي پيش‏بيني وضعيت آب و هوا استفاده شود، ممكن است نتيجه به اين صورت در آيد: فردا احتمال بارش 30 درصد است. معناي اين جمله آن است كه در ميان وقايع محتمل، احتمال بارش باران 30 درصد و احتمال نباريدن آن 70 درصد است. 
شايان يادآوري است كه روش‏هاي پيش‏بيني، منحصر به همين چهار روشي است كه بيان شد. تنوعي كه در زمينه‏هاي كاربردي متفاوت ميان روش‏ها ديده مي‏شود، به طور عمده پيامد تفاوت در نوع داده‏ها است. به عنوان نمونه، داده‏هاي اقتصادي به صورت منظم (هفته‏اي، ماهانه و ...) منتشر مي‏شوند، در حالي كه انتشار داده‏هاي فناورنه چنين نظمي ندارد. به اين ترتيب، هر چند كه اقتصاددانان و پيش‏بيني كنندگان فناورانه، روش برون‏يابي را به كار مي‏گيرند، اما به دليل تفاوت اساسي در ماهيت داده‏ها، از روش‏هاي متفاوتي در برون‏يابي آن‏ها استفاده كنند. 
بايد به ياد داشت كه پيش‏بيني‏هاي فناورانه، اگر به كار تصميم‏گيري نيايند، بي‏ارزش خواهند بود. بنابراين، پيش‏بيني بايد به طور مشخص در راستاي پاسخ‏دهي به پرسش‏هاي تصميم گيرنده صورت گيرد؛ ارزش پيش‏بيني به آن است كه به تصميم‏گيري در زمان مناسب كمك كند. 



--------------------------------------------------------------------------------

[1] . degree of practicality
[2] . Prototype
[3] . adoption
[4] . Automobile ignition
[5] . automatic exposure control
[6] . extrapolation
[7] . teading indicators
[8] . causal models
[9] . probabilistic
[10] . entity
[11] . correlation
[12] . follower
[13] . probabilistic methods


 
توسط محسن گرامی | 22 بهمن 1390 10:49 بعدازظهر

ارسال نظر

» لطفا کوتاه و در مورد اين مطلب بنويسيد.