تئوری داده بنیاد (Grounded Theory) - قسمت اول

تئوری داده بنیاد:

تئوری داده  بنیاد (که با نام های تئوری برخواسته از داده ها، تئوری زمینه ای و تئوری بنیادی نیز شناخته می شود) یک روش تحقیقی عام، استقرایی و تفسیری است که در سال 1967 توسط بارنی گلیزر[1] و انسلم اشتراوس[2] بوجود آمد (گلیزر و اشتراوس، 1967). هرچند، تئوری داده بنیاد با الگوهای پیشین روش های تحقیق مرتبط بوده و به صورت ناگهانی و بدون مقدمه بوجود نیامده است.

تئوري برخواسته از داده ها (نظریه بنیادی) یک روش پژوهشی استقرایی و اکتشافی است که به پژوهشگر در حوزه هاي موضوعی گوناگون امکان می دهد تا بجاي اتکا به تئوریهاي موجود و از پیش تدوین شده خود به تدوین تئوري و گزاره اقدام نماید. این تئوریها و گزاره ها به شکلی نظام مند و بر اساس داده هاي واقعی تدوین می شود. واژه گراندد در این موضوع نشانگر آن است که هر تئوري و گزاره اي که بر اساس این روش تدوین می شود بر زمینه اي مستند از داده هاي واقعی بنیان نهاده شده است. در واقع گراندد تئوري روشی است براي کسب شناخت پیرامون موضوع مورد مطالعه، و موضوع یا موضوعاتی که قبلا در مورد آنها تحقیق جامع و عمده اي نشده است و دانش ما در آن زمینه محدود است.

گلیزر و اشتراوس در سال 1967 براي اولین بار این راهبرد اجرایی پژوهش کیفی را در کتاب خود مطرح کردند:

موضوع اصلی کتاب ما، کشف تئوري بر اساس گردآوري نظام مند داده در پژوهش هاي علوم اجتماعی است. هر فصل این کتاب بر مراحلی می پردازد که ما در فرایند تولید تئوري پشت سر گذاشته ایم. انگیزه اصلی از معرفی این تئوري رسیدن به مرحله اي از شناخت در مورد موضوع مورد مطالعه است که ما را قادر می سازد نظریه اي را که ساخته ایم بر اساس داده هاي واقعی استحکام بخشیم.

گلیزر (1992) تئوری داده ¬بنیاد را این گونه تعریف می کند:

تئوری داده بنیاد" بر اساس تولید سیستماتیک نظریه از داده ها بنا شده است، که خود آن به صورت سیستماتیک از تحقیق اجتماعی بدست آمده است."

اشتراوس و کوربین در سال 1994 در یک تعریف مشابه گراندد تئوري را این گونه تبیین کرده اند:

منظور از تئوری داده بنیاد ، نظریه برگرفته از داده هایی است که در طی فرایند پژوهش به صورت نظام مند گردآوري و تحلیل شده اند. در این راهبرد، گردآوري و تحلیل داده ها و نظریه اي که در نهایت از داده ها استنتاج می شود، در ارتباط نزدیک با یکدیگر قرار دارند. پژوهشگر به جاي این که مطالعه خود را با نظریه از پیش تصور شده اي آغاز کند، کار را با یک حوزه مطالعاتی خاص شروع کرده، اجازه می دهد که نظریه از دل داده ها پدیدار شود.نظریه بر گرفته از داده ها نسبت به نظریه اي که حاصل جمع آمدن یک سلسله مفاهیم بر اساس تجربه یا تاملات صرف است، با احتمال بیشتري می تواند نمایانگر واقعیت باشد و از آن جا که نظریه هاي زمینه اي از داده ها استنتاج می شوند، می توانند با ایجاد بصیرت و ادراك عمیق تر، رهنمود مطمئنی براي عمل باشند.

پاول می گوید: نظریه زمینه اي، روشی است که نظریه ها، مفاهیم، فرضیه ها و قضایا را به جاي استنتاج از پیش فرض هاي قبلی، سایر پژوهش ها یا چارچوب هاي نظري موجود، به طور مستقیم از داده ها کشف می کند. زمانی که گردآوري و تحلیل داده ها متوقف شد، نظریه حاصل ، درك عمیقی در ارتباط با موجودیت هاي مورد مطالعه فراهم می کند. این کار، نظریه را به عنوان یک فرایند، مورد تاکید قرار می دهد، یعنی به جاي یک فراورده تکمیل شده، آن را موجودیتی پیوسته در حال تکوین تلقی می کند. قابلیت تعمیم در این جا عامل موثري نیست. زیرا هدف ، درك پدیده است نه کنترل آن و منظور ادراك شرایط در یک محیط خاص و به همان شکل موجود است، نه پیش بینی آن چه که ممکن است در محیط هاي مشابه اتفاق بیفتد و تحقیق بر آن است که چرایی رفتارهاي افراد را درك کند.


پنج ویژگی نظریه هایی که از طریق گراندد تئوري تولید می شوند:

1. پژوهشگر را قادر به توضیح و تشریح موضوع مورد مطالعه سازد و امکان پیشگویی در مورد رخدادهاي

ممکن در زمینه تحقیق را فراهم سازد.

2. در پیشرفت مبانی نظري موضوع مورد مطالعه مؤثر باشد و در آن مشارکت کند.

3. علاوه بر مبانی نظري در زمینه هاي عملی موضوع مورد مطالعه نیز کاربرد داشته باشد.

4. رویکرد تازه اي براي نگرش به موضوع مورد مطالعه فراهم آورده و پژوهشگر به مرحله اي از شناخت

نسبت به داده برساند که بتواند به داده گردآوري شده معنا و مفهوم ببخشد.

5. پژوهش هاي آتی در زمینه مورد نظر را تسهیل نمایند


شباهت ها و تفاوت هاي نظریه بنیانی با دیگر روش ها

مطالعاتی که با راهبرد نظریه زمینه اي انجام می گیرند، با سایر راهبرد هاي پژوهش کیفی، از برخی جنبه ها

داراي مشابهت یا تفاوت هستند.

شباهت ها: نظریه زمینه اي از نظر موارد زیر با سایر راهبرد ها مشابه است:

منابع داده ها در این راهبرد نیز مانند راهبرد هاي دیگر عبارت از مصاحبه، مشاهدات میدانی و اسناد و مدارکی مانند دفترهاي یادداشت و خاطرات و زندگینامه ها و خود - زندگینامه ها، منابع تاریخی، روزنامه ها و سایر رسانه ها از جمله نوارهاي ویدیویی است. در نظریه زمینه اي نیز مانند سایر راهبرد ها می توان از داده هاي کمی و یا ترکیب روش هاي تحلیل کیفی و کمی استفاده کرد. همچنین پژوهشگرانی که از راهبرد نظریه زمینه اي استفاده می کنند، مانند سایر پژوهشگران کیفی، مسئولیت و نقشی را که در تفسیر داده ها بر عهده دارند، به خوبی می پذیرند و تنها به گزارش و بیان دیدگاه هاي افراد، گروه ها و سازمان هاي تحت مطالعه اکتفا نمی کنند، بلکه مسئولیت تفسیر دیده ها، شنیده ها و خوانده هاي خود را نیز بر عهده می گیرند.

تفاوت :تفاوت اساسی میان راهبرد نظریه زمینه اي با سایر راهبرد هاي پژوهش کیفی تاکید این راهبرد بر تکوین نظریه است .پژوهشگران می توانند در اجراي نظریه زمینه اي در جهت تکوین نظریه قایم به ذات است که به دلیل همین زمینه اي بودن و تکوین آن از طریق میان کنش با داده هاي گردآوري شده در یک موقعیت مشخص،متفاوت از نظریه هاي عمومی تر قیاسی است. (شاه حسینی، 1388)

محققینی که از تئوری داده ¬بنیاد به عنوان روش تحقیق خود استفاده می کنند، دست به آزمایش یا اعتبار سنجی هیچ فرضیه از پیش تعیین شده ای نمیزنند. تئوری داده¬ بنیاد روشی است برای توسعه نظریه های جدید بر اساس انجام تحلیل به روی داده های جمع آوری شده به صورت سیستماتیک. در این روش تحقیق، محقق به جای داشتن فرضیه هایی برای آزمایش، سوالات تحقیقی دارد که به دنبال جوابگویی آنهاست (منصوریان، 2006). در تئوری داده¬ بنیاد یک محقق باید ذهنش را به روی هر نشانه ای که ممکن است در مجموعه داده ها وجود داشته باشد باز نگه دارد.

به گفته گلیزر (1992) تئوری داده ¬بنیاد " بوجود آوردن نظریه بصورت استقرایی از طریق تحلیل کیفی داده های کیفی و/یا کمی است". در حقیقت در اینجا بین تحلیل کیفی و داده های کیفی تمایزی وجود دارد و تحلیل کیفی را میتوان بر روی داده های کمی نیز انجام داد. برای مشخص کردن معنی واقعی تحلیل کیفی، گلیزر (1992) میگوید:

"تحلیل کیفی یعنی هر نوع تحلیل که یافته ها یا مفاهیم و فرضیاتی را، مانند آنچه در تئوری داده ¬بنیاد است، تولید می کند که توسط روش های آماری بدست نیامده اند."

گلیزر و اشتراوس رویه های تئوری داده¬ بنیاد را مختص یک زمینه علمی نمی دانند، و محققین را به استفاده از این رویه ها برای مقاصد مربوط به زمینه علمی خود توصیه می کنند. با وجود اینکه تئوری داده¬ بنیاد یک روش تحقیق جاافتاده است، بیشتر رویکردی به تحقیق است تا اینکه یک شیوه تحقیق مفصل باشد. هدف کلی تئوری¬ داده¬ بنیاد ساخت نظریه ها به منظور درک پدیده/پدیده های مورد مطالعه است. بنابراین، با وجود اینکه تئوری داده ¬بنیاد در زمینه جامعه شناسی توسعه یافته و عمدتاً مورد استفاده قرار گرفته است، می تواند به شکلی موفق توسط افراد در زمینه های مختلف علمی بکارگرفته شود، و شده است (منصوریان، 2006).

تئوری داده ¬بنیاد یک فرآیند استقرایی است زیرا نظریه از دل مجموعه داده ها بصورت استقرایی بیرون می آید. هرچند، پس از ظهور، نظریه میتواند به صورت استنتاجی با دیگر نظریات موجود در ادبیات آزموده شود تا پیدا شود که نظریه بدست آمده تا چه اندازه با بدنه ادبیات سازگار یا متفاوت است.

________________________________________

[1] Barney Glaser

[2] Anselm Strauss




 
توسط امیرحسین قادری عابد | 26 آبان 1390 4:06 بعدازظهر

ارسال نظر

» لطفا کوتاه و در مورد اين مطلب بنويسيد.